تبليغاتX
در انتظار زیبایی
 

چگونه باشیم تا صلوات خداوند بر ما نازل شود؟

                                               بسمه تعالی

 

اگر می خواهید صلوات خدا بر شما نازل بشود و معرفت علی بن ابیطالب را پیدا کنید

 

 و خداوند شما را از تاریکی به نور وارد کند٬ باید اول گناه نکنیم توبه کنیم چون اگر

 

گناهکار باشیم خداوند قبولمان نمی کندو بعد هم تزکیه نفس کنیم اگر این کار را

 

کردیم دیگر آرامش پیدا می کنیم و ایمان پیدا می کنیم و داخل بندگان خدا می شویم

 

 که اولین بنده خدا رسول اکرم و بعد امام علی علیه اسلام و اهل بیت علیهم السلام

 

 اند(فدخلی فی عبادی ودخلی جنتی) و بعد وارد بهشت می شود بهشت همان

 

خوشحالی و آرامش است.اگر بنده رسمی خداوند نشویم خداوند ارزشی برایمان

 

قائل نیست.اگر حضرت علی علیه السلام اراده می کرد همه این کسانی که اذیتش

 

کردند از بین می رفتند چرا نکرد؟چون بنده خدا بود هرچه خدا می گفت بکن می کرد

 

 و هرچه می گفت نکن نمی کرد.

 

 

کسی که بنده رسمی باشد کلی از مزایا برخوردار می شود.

 

 

از فرمایشات استاد سید حسن ابطحی (مدظله)

 

 

 


 

نوشته شده توسط یک منتظر در 88/07/17 ساعت 18:38 موضوع | لینک ثابت


انشاالله تا آخر عمرم از استادم حمایت می کنم

                                                     بسمه تعالی

 

این روزها می بینم بعضی ها خیلی راحت هرچه که دلشان می خواهد به عزیزان ما 

 

 می گویند بدون کوچکترین حیاء و خجالتی. آنقدر با جسارت کار نادرست خود را انجام

 

می دهند که اگر کسی نداند فکر می کند آنها جز حق نمی گویند.

 

پس چرا من کاری نکنم؟چرا انقدر راحت نشسته ام و می گذارم هرکسی بیاید و  

 

حرفهای بی ارزش خود را اینگونه بی پروا از خدا و ائمه اطهار بزند؟

 

می خواهم بگویم که انشاالله تا آخر عمرم از استادم و راهشان حمایت می کنم و در

 

این راه با استقامت می ایستم و در مقابل کسانی که متکبرند تکبر می کنم و با

 

جرأت و جسارت تمام به آنها می گویم هیچ چیز نمی تواند افکار من را به سمت و

 

سوی دیگر بکشاند. هرچه می توانید تلاش کنید اما من انشاالله محکم پشت سر

 

استادم می ایستم و تا ابد همه چیزم را مدیون استادم می دانم.و از خدای مهربانم

 

سپاس گذارم که چنین لطفی به من کرد و ایشان را جلوی راه من قرارداد.

 

این باور و یقین من کورکورانه و تعصبی نیست به این دلیل که با ایشان بوده ام و دیده

 

 ام که جز حق و حقیقت که همان آیات قران و روایات است چیز دیگری نفرموده اند.

 

 

 

 

دوستان تعجب نکنید که چرا اینقدر بی مقدمه این بحث را راه انداختم به خاطرجریانی

 

که اخیرا پیش آمده بود دانستم که باید این موضوع را مطرح کنم.

 

فرارسیدن ماه مبارک رمضان ، ماه میهمانی پروردگار را به شما تبریک عرض مینمایم.

 

انشاالله که همه ما توانسته باشیم طبق فرمایش استاد عزیزم لباس تقوایمان را در 

 

 این ماه بر تن کنیم و با آمادگی تمام وارد این ماه شویم و آنقدر لباس تقوایمان خوب

 

عالی و تمیز باشد که ما را کنار دست حضرت بقیة الله ارواحنافداه که ایشان هم در

 

این میهمانی حضور دارند بنشانند. انشاالله

 

در این ماه از همه شما التماس دعای فراوان دارم.

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط یک منتظر در 88/05/31 ساعت 14:36 موضوع | لینک ثابت


28 خرداد،حادثه تلخ

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

۳سال پیش در چنین روزهایی برایمان اتفاقی پیش آمد که هرگز از ذهنمان پاک

نمیشود و تا قیام قیامت هم بر مسببینش لعنت فرستاده میشود.

 

 

بعد از ظهر روز۲۸ خرداد ماه سال ۱۳۸۵ بود که تلفنمان به صدا در آمد

پس از چند لحظه  وقتی متوجه موضوع شدیم رنگ از چهره مان پرید من و خانواده ام

اولین نفراتی بودیم که خودمان را به منزل ایشان (منزل استادمان آیت الله سید حسن

ابطحی)رساندیم.ماموران اطلاعاتی به منزل ایشان ریخته بودندو ایشان و یکی

از فرزندان و یک نفر از شاگردانشان را به طرز بدی دستگیر کردند و به زندان قم بردند

زندان معتادان.که تا چند روز هیچکس نمیدانست که ایشان کجاهستند. نه تنها ایشان

بلکه عده کثیری از دوستان و شاگردانشان را دستگیرو به زندان بردند.

چقدر بد بود...

حالا که فکرشو می کنم می بینم خدا به هممون صبر داد. به خود ایشان به خانواده

شان به همه.

 

می خوام بپرسم جرمشون چی بود؟؟ که اونطور وحشیانه و بی پروا اون آدمهای

خشن و فاقد هیچگونه ادبی به خانه شان ریختند اینقدر همه را ترساندند وخود و

خانواده شان را غصه دادند.

 

آیا غیر از این بود که اطرافیانشان و جوانهای مشتاق را به ترک گناه و توجه به خدای

متعال و قرار گرفتن در صراط مستقیم با تمسک به آیات قران و روایات٬ توصیه می

کردند؟

 

آیا غیر از این بود که به همه می گفتند امام زمانتان را جدی بگیرید و قلب ایشان را با

اعمال بدتان از خود نرنجانید؟

 

آیا غیر از این بود که می خواستند همه خوب باشند تا زمینه ظهور حضرت بقیة الله

فراهم شود؟

 

آیا غیر از این بود که می فرمودند خودتان را از کبر و غرور و حسد و ...تمام صفات

رذیله پاک کنید تا مومن واقعی گردید و سعادتمند شوید؟(باتوجه به سوره شمس که

خداوند پس از خوردن قسمهای متعدد می فرماید:قد افلح من زکٌاها :قطعا کسی که

روح و نفس خود را پاک کند رستگار است)

 

آیا غیر از این بود که کتابهایشان عده کثیری را از خواب غفلت بیدار کرده بود وهمه با

مجوز وزارت ارشاد چاپ شده بود؟(که طی این جریانات حتی به کتابهای ایشان هم

رحم نکردند و بی دلیل نشر آنها را ممنوع کردند کتابهایی که مجوز وزارت ارشاد را

داشت!)

 

خدای مهربان دیدی با همسر ایشان که  یکی از بهترین بندگانت بود چه کردند آنقدر

غصه اش دادند آنقدر فشار بر رویش وارد کردند که عاقبت از دستمان رفتند و

 شوهرشان را تنها گذاشتند.

 

 

آخر این کدام عدالت است؟

 

این کدام حکومت اسلامی است؟

 

آیا این سد عن سبیل الله نیست؟

 

 

خدا میدونه توی این چند روز اخیر چقدر حالم بد بود اونقدر که همه اطرافیانم متوجه

شدند و سعی کردند با حرفهایشان کمی مرا آرام کنند فکر این جریانات و این ۳ سال

اخیر و همینطور این ۴ سال آینده که در پیش داریم که خداوند برهمه مان بخیر بگذراند

ذهنم را حسابی آشفته کرده بود.

 

 

 

خدایا هرچه زودتر فرج امام زمان ما را برسان....

 

خدایا کمکمان کن....

 

خدایا دست دشمنانت را به زودی کوتاه فرما....

 

به استاد عزیزم که هرچه دارم و ندارم از اوست و خانواده محترمشان طول عمر با

عزت و سلامتی کامل مرحمت بفرما....

 

 


 

نوشته شده توسط یک منتظر در 88/04/01 ساعت 1:32 موضوع | لینک ثابت


رکن صبر در مرحله استقامت

 

سلام دوستان خوبم.

 

متاسفم از اینکه نتوانستم زودتر به روز کنم.

 

امروز می خواهم برایتان صبر را که یکی از ارکان استقامت است طبق

 

سخنان استادم توضیح دهم.

 

صبر  بر سه نوع است:

 

۱ـ صبر در برابر سختی ها و مصیبت ها مانند حضرت زینب و حضرت مریم

 

سلام الله علیهما. که نتیجه طلایی دارد٬صبر باعث نزول و جلب رحمت خاص

 

 الهی می شود.

 

۲ـ صبر در انجام واجبات که خود بر سه قسم است: ۱ـ انجام واجبات و ترک

 

 محرمات  ۲ـ انجام مستحبات و ترک مکروهات  ۳ـ ملکه کردن اینها در روح

 

خود. 

 

۳ـ صبر در مقابل معصیت و گناه مانند حضرت یوسف علیه السلام

 

یک سالک الی الله باید تمرکز روی این پایه ها و چند عامل دیگر نظیر تعهد٬

 

 شرح صدر و دوری از عامل های منفی که به ریشه استقامت ضربه می

 

زنند مانند: یأس٬ نا امیدی٬ تنبلی٬ سوء ظن٬ عجله٬ کم صبری و ترس.

 

اراده خود را چنان تقویت کند که مانند کوهی محکم و استوار بگردد که 

 

در مقابل تند باد حوادث و مشکلات تکان نخورد. کالجبل الراسخ لایحرکه

 

العواصف. که این از صفات اصحاب امام زمان عجل الله تعالی تعالی فرجه

 

الشریف است.

 

 

انشاالله در پست بعدی که اگر خدا بخواهد زودتر به روز شوم راه هایی برای ایجاد

 

و تقویت استقامت عرض خواهم کرد.

 

التماس دعا

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط یک منتظر در 88/01/07 ساعت 16:24 موضوع | لینک ثابت


مرحله استقامت

سلام دوستان خوب و گرامی.

 

امروز پس از مدت های مدید آمدم تا مطلب دیگری از استاد عزیزم آیت الله سید حسن ابطحی(مدظله)

 

در ادامه شروع تزکیه نفس و سیر الی الله را از کتاب «سیر الی الله» برایتان نقل کنم. اما قبل از آن می

 

خواهم مروری بر مطالب قبلی ام دراین باره داشته باشم:

 

همانطور که گفته شد اولین قدم برای شروع تزکیه و پاک کردن نفس انجام به موقع

واجبات و ترک محرمات است و بعد ازآن لازم است انسان به یقظه و بیداری از خواب

غفلت برسد.در این زمان است که انسان به وجود استاد و را هنمایی متخصص که ما

را در رسیدن به پروردگار یاری کند پی می برد و به آن نیازمند می گردد.

پس از آن انسان برای اینکه بتواند به درستی و رها شده از بار سنگین گناهان پیش

رود باید توبه کند و به این منظور باید مرحله توبه را طی کند لکه های سیاهی را که

 گناهان در روحش باقی گذاشته اند پاک گرداند.توبه به این معناست که ما به سوی

 خداوند برمی گردیم و بسیار مهم است چون بعد از ایجاد یقظه اگر انسان توبه نکند

 ممکن است به مرور با انجام گناه برروحش سیاهی بنشیند و دوباره به خواب غفلت

 فرو رود.

اکنون موضوع مطلب امروز من در رابطه با مرحله استقامت می باشد که استاد

بزرگوارم در ادامه مرحله توبه فرموده اند.

استقامت به معنی طلب مقاومت ونیرومندی و پابرجا بودن و راست ایستادن درهمه

 کار وبلکه ایجاد نیرو در وجود خود که در پی آورداین روحیه انسان دارای عزمی راسخ

و  مقاومتی بی نظیر و قاطعیتی بی بدیل می گردد.  زیرا یک سالک الی الله

اگراستقامت نداشته باشد در مقابل مشکلات و ناراحتیها از قبل ریاضتهای شرعی و

ترک گناهان و انجام واجبات و مبارزه ی با نفس و مخالفت با شیطان و عبودیت کامل

٬ نمی تواند به راه خود ادامه دهد و بلکه قطعا از پا در می آید.

 

 

انشاالله در پست بعدی برایتان در مورد صبر که یکی از ارکان استقامت می باشد توضیح خواهم داد.


 

نوشته شده توسط یک منتظر در 87/12/13 ساعت 15:49 موضوع | لینک ثابت


بیایید بیشتر دقت کنیم

 

سلام دوستان عزیز.

 

با خودم فکر می کنم چرا ما اینقدر برای ظهور نا امید شدیم؟

 

چرا اصلا تلاشی برای نزدیک شدن ظهور نمی کنیم؟

 

چرا حواسمان نیست که کاری نکنیم تا امام زمانمان از ما رنجیده نشوند؟

 

چرا از امام عصرمان اینقدر غافلیم؟

 

 

چند وقت پیش موردی برایم پیش و آن هم این بود که من حرفی زده بودم که بعدها با

 

خودم فکر کردم چرا این صحبت را کردم و اینکه کاش نمی گفتم و...

 

کمی که این موضوع را در ذهنم بررسی کردم به این نتیجه رسیدم که واقعا 

 

هدف من چیست؟ مگر نه اینکه می خواهم به مقام خلیفة اللهی برسم و از یاران

 

امام عصر ارواحنا فداه قرار گیرم؟

 

پس چرا دقت بیشتری نمی کنم؟ پس چرا باید کاری کنم که حضرت ناراضی باشند؟

 

راستش از آن زمان بود که سعی کردم حواسم را در همه امور بیشتر جمع کنم.

 

یا صاحب الزمان مولای مهربان ما٬ ما هیچ کدام دوست نداریم ذره ای دل شما را از

 

خود برنجانیم . کمکمان کنید که هرگز اینطور نباشیم و نقاط ضعف روحی مان را

 

اصلاح کنیم در راه رسیدن به پروردگار پشتیبانمان باشید و در زمان پر از فساد 

 

آخرالزمان تنهایمان نگذارید.

 

 

العجل مولا......

 

 

 


 

نوشته شده توسط یک منتظر در 87/11/05 ساعت 14:47 موضوع | لینک ثابت


تسلیت

با عرض سلام و تسلیت به مناسبت ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدلله الحسین علیه السلام و همچنین

به مناسبت رحلت سیده مغفوره حاجیه خانم سیده زهرا هاشمی نژاد(ابطحی)٬ همسر بزرگوار و عزیز حضرت آیت الله استاد سید حسن ابطحی.

این مصیبت رابه همه ی کسانی که ایشان را می شناختند و به خصوص خدمت استاد بزرگوارم و فرزندان و نزدیکان آن عزیز تسلیت عرض می نمایم.

ایشان بانویی متقی٬ تزکیه شده٬مهربان٬دلسوز و از اولیاء خدا بودند.

ایشان عاشق ائمه اطهارعلیهم السلام بالاخص امام حسین علیه السلام و امام عصر ارواحنافداه بودند و به آنها

 اظهار محبت شدیدی داشتند و همه ی عمرشریفشان را در راه خدمت به اهل بیت عصمت و طهارت سپری

 کردند. به همین دلیل هم، زمان وفاتشان مصادف با ایام دهه اول محرم شد.

این عزیز برگردن ما حق مادری داشتند.

چه روزها و شبهایی که ما درکنارشان بودیم وجز مهربانی و محبت و خدمت چیزدیگری از ایشان نمی دیدیم.

من خیلی دوستشان داشتم و دارم وخیلی برایم عزیز بودند.حتی تا چند روز بعد از وفاتشان هم گاهی اوقات این

مسئله را باور نمی کردم و غم از دست دادنشان خیلی برایم سخت بود.

استاد بزگوارم نمی دانم چطور در این باره با شما سخن بگویم.می دانم با علاقه شدیدی که نسبت به ایشان دارید

این غم بزرگ برایتان خیلی سنگین است اما ما هم در اندوهتان شریک هستیم و از خدای متعال صبر جذیل را

برایتان مسئلت می کنیم.


 

نوشته شده توسط یک منتظر در 87/10/23 ساعت 16:53 موضوع | لینک ثابت


میلاد مسعود امام رضا علیه السلام مبارک باد

 

 

سلام دوستان عزیز

امروز یکی از بهترین روزهای سال است.

در این روز امام مهربان و رئوف ما امامی که امید مردم ایران هستند متولد شدند.

چه روز خجسته و فرخنده ایست امروز...

به همگیتان تبریک عرض می کنم

داشتم فکر می کردم که اگر در این کشور بارگاه ملکوتی امام رضا جان را نداشتیم چه می کردیم؟!

چقدر باید خدای مهربانمان را شاکر باشیم.

امام رضا علیه السلام که جانم به قربانشان شود٬با آن همه جلال و مقام بالایی که داشتند به حضرت ولی عصر

ارواحنا فداه علاقه زیادی داشتند و در فرمایشاتشان ما را به صبر در زمان غیبت سفارش فرموده اند.

 

امام رضا (عليه السلام):

«... و بعد الحسن ابنه الحجّة القائم المنتظر فى غيبته، المطاع فى ظهوره، لو لم يبق من الدنيا اِلاّ يوم واحد لطوّل اللّه ذلك اليوم حتى يخرج فيملأها عدلا كما ملئت جوراً».

«و بعد از امام حسن عسكرى(عليه السلام) فرزندش حضرت حجّت قائم، امام خواهد بود آن كس كه در دوران غيبتش مورد انتظار، و در زمان ظهورش مورد اطاعت مؤمنان است. اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد خدا همان روز را چنان طولانى كند كه قيام فرمايد و زمين را از عدالت پر كند چنانكه از ستم پر شده باشد

 

امام رضا (ع) می فرمایند:

مَـن فَـرجَ عَن مـُؤمـن فَـرج الله عَن قَلبهِ يَـومَ القيامَة: هر كس اندوه و مشكلى را از مومنى بر طرف نمايد خداوند در روز قيامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد. اصول كافى, ج 3, ص 268.

 

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی.

 

 

 


 

نوشته شده توسط یک منتظر در 87/08/20 ساعت 12:6 موضوع | لینک ثابت


لزوم داشتن استاد در راه رسیدن به پروردگار

 

 

بسمه تعالی

سلام خوبان

امروزبخشی از سخنان استاد عزیزم آیت الله سید حسن ابطحی را در مورد لزوم داشتن استاد در راه رسیدن به پروردگاروتزکیه نفس آورده ام.

ایشان می فرمایند:

جمعی گمان می کنند که راه پر خطرسیر الی الله را بدون راهنما و استاد می توان پیمود٬چه فکر اشتباهی! زیرا یاد گرفتن اسانترین کارهای مادی دنیا بدون استاد و معلم میسر نیست پس چگونه می توان مشکل ترین کارها که آدم شدن و انسان گردیدن باشد را بدون استاد و راهنما یاد گرفت؟

آیت الله العظمی امام خمینی که عمری را در راه تزکیه نفس گذرانده بودند می فرمودند:استاد برای خود معین نمایید جلسه وعظ و خطابه و پند و نصیحت تشکیل دهید.خودرو نمی توان مهذب شد.چطور شد علم فقه و اصول به مدرس نیاز دارد درسو بحث می خواهد برای هر علم و صنعتی دردنیا استاد لازم است ؟لکن علوم معنوی و اخلاقی به تعلیم و تعلم نیاز ندارد؟! وخودرو و بدون معلم حاصل می گردد؟!

حافظ در این خصوص می فرماید:

طیّ این مرحله بی همرهی خضر مکن             ظلمات است بترس از خطر گمراهی

ونیز می گوید: شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد      که چند سال به جان٬خدمت شعیب کند

(در اینجا یکی از مواردی که در آن شخص نمی دانسته که باید با وجود استاد به کمالات روحی برسد را در کتاب سیر الی الله آورده ام)

 

                                      «تصمیم داشتم تمام داروها را مصرف کنم»

من در سنین جوانی از خواب غفلت بیدار شده بودم در آن موقع با خود فکر می کردم که اگر همیشه قرآن بخوانم و دعاها را تکرار کنم و گناهان را ترک نمایم و واجباتم را انجام دهم از اولیاء خدا هستم.

لذا شب و روز تمام کارم همینها بود.ولی وقتی به صفات اولیاء خدا در قرآن و احادیث برخورد می کردم می دیدم هیچ یک از آن صفات در من وجود ندارد و من با اولیاء خدا فاصله زیادی دارم.

یک روز با خود فکر کردم شاید این جامعه و این غذا های مشتبه نمی گذارد که عبادتهای من در من تاثیر کند و مرا به کمالات روحی برساند لذا مدتی در تابستان خودسرانه به کوهستانی که کسی مرا در

آنجا نمی شناخت رفتم و مشغول ریاضت و عبادت شدم.اما باز هم اثری ندیدم.بالاخره حوصله ام س آمد یک شب در خانه خدا در همان کوهستان بسیار گریه کردم و از خدای تعالی علت این عدم موفقیتم

درخواست نمودم. شب در عالم رویا دیدم که من مبتلا به کسالتهای بدنی مختلفی هستم در آن موقع وارد داروخانه ای شده ام و تصمیم دارم از یک طرف بدون حساب و برنامه داروهاره بخورم تا از

امراض مختلفی که دارم نجات پیدا کنم.دکتر حاذقی که آنجا بود به من گفت این کار خطرناک است. اگر می خواهید واقعا معالجه شوید اول باید طبیب و پزشک متخصصی شما را معاینه کند امراض

شما را تشخیص دهد سپس از این داروها آنچه برای مرض و کسالتهای شما مفید باشد تجویز نماید و شما طبق دستور او آنها را بخورید تا معالجه گردید.

در این موقع از خواب پریدم و متوجه به اشتباه خود گردیدم و دانستم وقتی با امراض جسمی که محسوس و ساده تر قابل تشخیص اند نمی توان این گونه معامله کرد چگونه می توان با امراض روحی

که دقیق تر و حساس ترند به این سادگی برخورد نمود پس حتما استاد،طبیب روح،حکیم،و مرشد و راهنما لازم است اوباید به کمک خود من،امراض روحی مرا تشخیص دهد و داروئی از میان دعاها

و نوافل ومستحبات انتخاب کند و طبق برنامه صحیح و استادانه آنها را به من دستور دهد و مواظبت نماید تا من به آرامی و بدون صرف وقت از امراض روحی نجات پیدا کنم و به مقصد برسم، لذا

خدمت یکی از اولیاء خدا رفتم و از او کمک خاستم او دست مرا گرفت و مثل پدرمهربانی جنبه های روحی مرا کنترل نمود و به سوی کمالات روحی مرا بالا برد. خدای تعالی او را جزای خیر دهد.

 

 


 

نوشته شده توسط یک منتظر در 87/08/05 ساعت 15:18 موضوع | لینک ثابت


کاش......

خدای مهربانم دوست دارم با تو سخن بگویم دوست دارم حرف دلم را با تو در میان بگذارم٬

 

 

خدای مهربانم٬

 

 

کاش می شد ماهم امام خوبمان را می دیدیم٬

 

 

کاش می شد زمان ظهورش را درک می کردیم٬

 

 

کاش می شد در کنار او می نشستیم وبه چهره نورانیش نگاه می کردیم تا تمام امراض روحیمان پاک

شود٬

 

 

کاش با او صحبت می کردیم٬و از دردهای دل و روحمان با او می گفتیم٬

 

 

کاش گرمی دستان مبارکش را در دستانمان حس می کردیم٬

 

 

کاش با وجود او از آرامش برخوردار می بودیم٬

 

 

کاش در زمانهای تنهایی و مشکلاتمان نزد او می رفتیم و تمامی انهارا فراموش می کردیم٬

 

 

کاش با کمک او تمام کمالات روحی معنوی را کسب می کردیم٬

 

 

 کاش زیبایی واقعی را درک می کردیم.....

 

 


 

نوشته شده توسط یک منتظر در 87/07/24 ساعت 0:19 موضوع | لینک ثابت